امام نقی و ابولاشی صدیق با پسرهای لاشی خود وارد بیابان شده بودند ولی در بیابان گم شده بودند و از تشنگی و گرسنگی داشتند هلاک می شدند و دیگر نزدیک بود ریغ رحمت را سر کشند که پیرمردی آنان را یافت و به آنان ویسکی و ژانبون خوک داد تا اینکه جان گرفتند و چون به پاخاستند أن مرد را کشتند و گفتند گرچه کشیش صلیبیون بود و ما را از مرگ نجات داد ولی باران رحمت الهی مسلمانانی هستند که قوانین الهی را اجرا می کنند.
سپس به شهر که رسید در خباثت و بی فرهنگی و نجاست و بیصفتی و بیوجودی و آشغال بودن مردمی که گوشت خوک می خورند و نوشابه الکلی می نوشند سخنرانی ها کرد.
پانوشت اخصر:
خشونت و مردانگی اگر اسمش را رحمت بگذارد رحمان و رحیم نشود.
ولی رحمت ومهربانی را خشونت بنامی بدتر هم خواهد شد.
خوب خواندن بدی همان دین اسلام است که زجر دادن و عذاب دادن و حسادت و ظلم و ستم و مردسالاری و برده داری و تبعیض و لات و اوباش بودن و قلدری و خشونت و زندان بیمورد و اعدام ضرب و شتم و شکنجه نظیر شلاق و سنگسار را خوب و بایسته اعلام کرده ولی حقیقتا همگی ذاتا بد هستند.
بد خواندن خوبی باز همان دین اسلام است که لذت دادن و لذت بردن را برای زن زشت اعلام کرده و مهربانی و عشق ورزی را برای زن فقط یک انتخابی گذاشته و آواز خواندن زن و رقص زن و حرکات زیبای جنسی زن و استقلال زن و اختیار زن بر بدن و اختیار زن به پوشش و زیبا نمایی از قببل نمایش بدن برهنه و نمایش رابطه جنسی و پورنوگرافی را بد و زشت کرداری و تبهکاری اعلام کرده است در حالی که همگی اینها نمایس زیبایی های طبیعت و خلقت است.
در کشورهای مسلمان و یهودی چون همع چیز برعکس است فرصت های رشد وجود نداشته و شرخری و قوادی و لات و اوباش سالاری و قلدری و قلتپانی و دروغ و کلاهبرداری حاکم است.
خاک بر سر ابرقدرتهای غرب و شرق شود اگر مسلمان زنده نگاه دارند چه برسد دوستی و اتحاد تشکیل دهند. نامسلمانی که با مسلمان دوست شود به زنان کشور خود توهین کرده است.
ازرق می گفت:
حتی
ترحم بر مسلمان حتی بی دندان .....ستم بود بر وجدان و رحمان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر